#ستاره_ام_بمان_پاییزان_پارت_352
مسلم اینه که هر ## برای ازدواج معیارهایی داره و بر اساس آن تصمیم
می گیره. من هم ملاکهایی برای خودم داشتم. فکر هم نمی کنم عقایدم اشتباه
بوده.))
دکتر به مرد جوان نگریست که به سختی از خودش دفاع می کرد.
((من در طول جلسه های مشاوره متوجه شدم همسرتون تمایلی به ازدواج
با شما نداشته و به شخص دیگه ای علاقه مند بوده.))
آرش لحظه ای احساس کرد نمی تواند نفس بکشد. دست به سمت یقه
پیراهنش برد و دکمه اش را گشود. دانه های درشت عرق بر پیشانی اش ظاهر
شد. آنچه را نمی خواست بشنود، دکتر به زبان آورده بود. گذشته ای را که تمام
مدت سعی کرده بود از ذهن خود و همسرش بزداید، حالا در مقابل چشمهایش
جان می گرفت. قبول این واقعیت که پاییزان به اجبار با او ازدواج کرده خارج
از تحمل او بود. تمام سعی اش براین بود که به خودش و او بقبولاند که آنها تنها
برای هم ساخته شدند و پاییزان هم همیشه دوستش داشته، اما لجبازیهای
romangram.com | @romangram_com