#ستاره_ام_بمان_پاییزان_پارت_290

پاییزان جذب تفاوتهای فرهنگی و زیبایی کشورهای مختلف اوایل کمی گیج

به نظر می رسید، آنقدر برای هر روزش برنامه داشت که خیلی کم فرصت فکر

کردن به گذشته را داشت. دیدن دوباره سهند از هر چیز دیگری خوش آیندتر

بود. در رابطه با کوشا چیز زیادی به او نگفت. سهند هم چون پاسخ

قانع کننده ای نشنید دیگر کنجکاوی نکرد. پیش خود این طور فکر کرد که

اتفاقی بین خودشان افتاده که پاییزان تمایلی به بازگو کردن آن ندارد.

سرعت بهبود خانم افشار باعث تعجب او و پدربزرگ شده بود. او دوستان

و اقوامش را که در کشورهای مختلف اقامت داشتند یافته و با آنان اوقات

خوشی را می گذراند. میان اقوام خانم افشار، پاییزان تنها از دیدن دوباره بهاره

خوشحال شد. برخورد صمیمی او که دیگر پا به سن گذاشته، ولی هنوز ردپای

زیبایی افسون کننده اش در چهره اش نمایان بود و لحن گرم و صداقت

بی شبهه اش باعث شد پاییزان بی اختیار به یاد سمانه بیفتد. بهاره او را مانند

مادری مهربان در آغوش کشید و موهایش را نوازش کرد. افسوس که بهاره فقط

romangram.com | @romangram_com