#سکانس_عاشقانه_پارت_342
نمیدونم چه اتفاقی افتاده که داره میخنده انگار دیر رسیده بودم چرا بهم نگفت؟!
_ مجری : دوساله بازیگری رو کنار گذاشتی؟ نمیخوای برگردی و علاقه ات رو ادامه بدی؟
لبخندی میزنه و خیره به چشمای مجری جواب میده :
_ دوسال سخت گذشت کلا زندگیم از این رو به این رو شد فعلا نه ترجیح میدم اون ارامشی که گم کردم رو به زندگیم برگردونم ..!
_ مجری : یه جمله به کسی که دوستش داری بگو..!
نفسم بالا نمیومد انگار دقیقا روبروم ایستاده بود ...ضربان قلبم بالا رفته بود و با هیجان به امیرعلی زل زده بودم
نگاهشو از چشمای مجری میگیره نفس عمیقی میکشه و به دوربین زل میزنه :
_ خیلی اذیتت کردم بهت حق میدم هیچ وقت منو نبخشی ... فقط میخوام بگم من بخاطر تک تک کارای که در طول زندگی مشترکمون در حقت کردم ازت معذرت میخوام ...شرایطش نیست اما حاضرم جلوی همه این ادما جلوت زانو بزنم و ازت معذرت خواهی کنم اینو بدون که من همیشه دوست داشتم و دارم ..!
بهار
چندماه بعد
romangram.com | @romangram_com