#سایه_پارت_475

نگاهی به آرمین انداخت و نجوا کرد:

-بله همینطوره

دکتر همراه با آهی عمیق روبه آرمین گفت :

-پسرم مشکلتون چیه ؟

آرمین دست سایه را دردست گرفت وگفت :

-سایه مدتیه بی دلیل خون دماغ میشه

نگاه مهربانش را به سایه دوخت و پرسید :

-دخترم چند وقته ؟

تقریبا دو سه ماهی میشه

-به طور مداوم وهمیشه ؟

-بستگی داره

-به چه چیزی ؟

-بعضی وقتا تو یه هفته چند بار خون دماغ می شم و بعضی وقتا هم طی دوسه هفته هیچ خبری نیست

-با بینیتون که ور نمرید و دستکاریش نمی کنید ؟

لبخندی زد و گفت :

-نه به هیچ وجه

-باردار نیستید؟

نگاهش در نگاه آرمین قفل شد و در یک لحظه هر دو با لحنی هیجان زده گفتند :

نه نه.......... -

دکتر از برخوردشان لبخندی زد و گفت :

-حالاچرا اینهمه ترسیدید ،بچه که جرم نیست ،آرمین فکر نمی کنی داری کم کم پیر می شی


romangram.com | @romangram_com