#سایه_پارت_416

-اما اون یه دوست دختر داره که هیچوقت اینو پنهون نکرده

-چرا از برادرش نپرسیدی

-نتونستم ،همین که خجالت میکشیدم در مورد این مسایل با او حرف بزنم همین که نمیخوام خیلی باهاش صمیمی بشم

-چرا؟

-چون هر وقت آرمین مارو با هم میبینه رفتارش تغییر میکنه وپرخاشگرمیشه

-این خود شیفته عوضی داره کم کم رو اعصاب من خط کشی میکنه ها

پس از مکثی کوتاه ادامه داد

-سایه تو واقعا دوستش داری؟

با قاطعیت گفت :

-این پرسیدن داره

-خوب اگه دوستش داری باید بدستش بیاری

پوزخندی زدو گفت:

-آخه چه جوری ؟

-به خاطر عشقت باید پا روی غرورت بذاری باید بهش نشون بدی که یه زنی و چقدر ظرافت زنانه داری ،باید روشت و عوض کنی و یه کارهایی انجام بدی

-چه کاری؟

-وای سایه، بخدا بعضی وقتا فکر میکنم اوسکلی ،خوب براش ناز کن کرشمه بیا ،با عشوه حرف بزن چه میدونم یکم احساساتشو قلقلک بده بذار بدونه تو یه زنی نه یه تکه سنگ ، تعجب میکنم 4 ماهه که دارید با هم زندگی میکنید ولی هنوز هیچ اتفاقی بینتون نیافتاده

-ماروز اول با هم قرار گذاشتیم ...........

وسط حرفش پرید وپرازخشم گفت :

-قرار روز اولو وللش ،مگه اون روکدوم قرارش مونده که حالاروی این یکی بمونه!

-نازنین من نمیخوام خودمو بهش تحمیل کنم

-تحمیل چیه دختر !،تو عاشقشی !.....لااقل اینکارا رو بکن ببین هنوزدر مقابلت سرده یا نه اگر دیدی واکنشی نشون نداد خوب معلومه که واقعا یه مشکلی داره دیگه


romangram.com | @romangram_com