#سایه_پارت_415

-به درک که ناراحت بشه !.....بذاراونم یکم ناراحت بشه وبفهمه اصلا ناراحتی چیه

سایه با چهره ای غمگرفته خیره اش شده بود پفی کرد و با آرامش پرسید

حالا چرا امروز اینهمه گرفته ای مگه کدوم کشتیت غرق شده ؟

-همون که توی قلب آرمین بود

-آخ بمیرم که سایه عزیزم خل شده ،آخه خودت تو قلبش نیستی کشتیت رفته اون تو چه کار!

-نازنین نمیدونم چه مشکلی داره وبیشتر همین عصبی و گیجم میکنه

-خوب رک و پوسکنده ازش بپرس چه مرگشه

-میگه فعلا نمیتونم چیزی بهت بگم،بایدبهش فرصت بدم با خودش کنار بیاد نازنین من فکر میکنم اون یه مشکل اساسی داره

--اینو که من از روز اول فهمیدم ؟

- آرتین یه چیزایی در موردش میگفت که حسابی سر در گمم کرده

-مگه چی گفت ؟

-میگفت اون هیچ گرایشی به زنها نداره

نازنین با چشمانی متعجب به او خیره شد وبا ناباوری گفت ؟

-جدی میگی!

-مطمن نیستم منظورش چی بود

-شاید همجنس باز باشه

-اه توباز فیلم کره ای دیدی توهّم زدی ؟! اون رابطش با مردا هم چندان تعریفی نیست

-تو چه میدونی ! تو که همش توی اون زندونی ، چه میفهمی تا نصف شب بیرون داره چه غلطی میکنه

-تا این حد که میشناسمش! ،........اون حتی با آرتین که برادرشه هم صمیمی نیست

ژستی متفکر به خودش گرفت وبا تمسخر گفت :

-وقتی نه به زنها گرایش داره ونه به مردها ،پس بگو یه لاک پشته که فقط تو لاک خودشه دیگه


romangram.com | @romangram_com