#سرآغاز_یک_فرجام_پارت_204

- همون‌طور که گفتم، ایشون شما رو پیشنهاد دادن و گفتن که خیلی درگیر هستین. خب منم پیشنهاد دادم که ما صبح‌ها در خدمت شما باشیم و بعد از ظهر‌ها هم شما می‌تونید برید به دفترتون.

سری تکون دادم با لبخند قدردانی گفتم:

- ممنون. واقعا عالیه.

سری تکون داد و یه‌سری مدارک بهم داد که با خوندنشون، امضا کردم و بعد از تشکر داشتم می‌رفتم بیرون که با به یاد آوردن چیزی برگشتم و بازم با لبخند پرسیدم:

- ببخشید جناب دکتر. گفتید بخش اطفال طبقه چندم هست؟

شماره طبقه رو که گفت، من اومدم بیرون. منشی نامه‌‌ای رو دستم داد که از طرف مدیر بیمارستان بود و باید می‌بردمش بخش خودم و نشون می‌دادم. از منشی هم تشکر کردم و قبل از رفتن به بخش خودم، ترجیح دادم آریان رو ببینم و از شیدا هم احوالی بگیرم. وارد آسانسور شدم و رفتم طبقه‌ی مربوط به بخش اطفال. نگاهی به اطراف کردم و از پرستاری که داخل پذیرش بود، پرسیدم:

- ببخشید خانوم. اتاق دکتر کیانمهر کجاست؟

نگاهم کرد و کلافه گفت:

-ای بابا! خانوم محترم آقای کیانمهر اینجا نیستن. ایشون دکتر اطفال هستن.

سری تکون دادم و گفتم:

- بله می‌دونم.

با تعجب گفت:

- چی رو می‌دونید؟

جواب دادم جواب:

- اینکه ایشون دکتر چی هستن.

نیم نگاهی بهم کرد و گفت:

- واقعا؟ اصلا شما با کدوم کیانمهر کار دارید؟

سری تکون دادم و کلافه از این‌همه سوال گفتم:

- با دکتر آریان کیانمهر.

romangram.com | @romangram_com