#سنگ_هم_خواهد_شکست_پارت_509


پیشاپیش دلم براش میسوزه خواستم


لباساشو زیرو روکنم که باصدایی از جام پریدم -فضولی کردن تووسایل یه پسر جوون اصلا عواقب خوبی نداره ها لبام کش اومد ودره کمد و بستم رو تخت نشستم.حال جسمیش خیلی بدبود بعداینکه براش شام درست کردم مسکن خورد وخوابید دیوونش بودم


ایرج نگاه پراز خشم ودردی به آراد انداخت وگفت:بخاطره اون هرزه داری ذره ذره خودتو آب میکنی بدبخت.الان معلوم نیست کدوم گوری رفته و زیر کدوم رجاله ایه توبشین اینجا توخودت بریز

آراد کمی از ویسکی توی لیوان را خورد :خودم همه چی ودرست میکنم

ایرج باعصبانیت بیشتری گفت:چی ومیخوای درست کنی بخاطره اون هرجایی مجبورشدم اون کاخ وخالی کنم وجاعوض کنم تمام دارو هارو توانبار بفرستم الانم معلوم نیست چقداز اطلاعات ما لوداده به اون پلیسه تخم حروم


romangram.com | @romangram_com