#سنگ_هم_خواهد_شکست_پارت_446
صدای اهم اهم اومد دانیال سریع برگشت عقب دکترسرشو پایین انداخته بود یاخدا فکرکنم داشت فکر میکردداریم ازاون کارای خاک برسری میکنیم!اخه دانیال
خیلی بهم نزدیک بود و پشتش به دربودسریع ازم فاصله گرفت نمیدونم چه مرضی بود که اصلا خجالت نمیکشیدم دانیال سرش پایین انداخت بچه سربه زیر شده تاالان که عین زامبی ها میخواست بهم حمله کنه ازدکتره تشکر کردباهاش دست داد به سمتم برگشت و اشاره کرد
_بریم!!
خب الان باید چکار کنم؟ خونه ایرج که برگردم آراد جنازم میکنه تازه به
romangram.com | @romangram_com