#سنگ_هم_خواهد_شکست_پارت_444

نگاهش سمت دستم رفت با تخسی گفتم:برای اینکه یه نفر دیگه رو دوست داشتم فکر میکردم اونم من رو دوست داره
_از کجا میدونی نداره!؟
شونه ای بالا انداختم و بی تفاوت گفتم:دیگه مهم نیست
خندید البته با تمسخر که دوست داشتم این چهارتا انگشت رو تو اون دهنش خورد کنم
_اگه مهم نبود اون طوری خودت و بخاطر من به آب و آتیش نمیزدی



باز دست گذاشت رو نقطه ضعف من یه جوری حالتو میگیرم بمیری از حرص ، منم دست گذاشتم رو نقطه ضعفش درست مثل خودش خندیدم و با همون لحن خودش گفتم: اگه مهم بود اونجوری جلوی آراد نمی گشتم.
یا خداا چشاش سرخ شد از عصبانیت

، صدای چرق چرق دستای مشت شدشو می شنیدم. فکر نمیکردم


romangram.com | @romangram_com