#سنگ_هم_خواهد_شکست_پارت_437

بالحن جدی گفت:کجا
بالحنش برگشتم چقدر پرروعه!! هی راه به راه بی محلی میکنه وخوردم میکنه و میگه کجا؟انگار من نوکر حقله به گوششم جلوم وایستاد
پوزخند زدم:میرم تاحوصلت سرجاش بیاد
ازجاش بلند شد یه قدم عقب رفتم لامصب بااون هیکلش ادم میترسید
اخم کردم سمت دررفتم بایه قدم بلند خودش بهم رسوند استین مانتومو باخشونت کشید



با لحن تحکم آمیزی گفت :

-تو هیجا نمیری!

این دانیالم وحشی شده بود مثل آراد

romangram.com | @romangram_com