#سنگ_هم_خواهد_شکست_پارت_430



اراد برسه قفل درو باز کردم دانیال کنارم ماشین 100متر جلوترپارک بود به هیکل کشیدش نگاه کردم



به سختی قدم برمیداشت


وقتی دید ایستادم نگاهم کرد اون چشمای عسلی لامصبش نمیزاشت زل بزنم بهش بانگرانی گفتم:دانیال


توروخدایکم زودترراه بیاد اگه اراد برسه

romangram.com | @romangram_com