#سنگ_هم_خواهد_شکست_پارت_426



گیره لباس بالا بردم و با تمام قدرت به کمر فردین کوبیدم از درد بی
هوش رو زمین افتاد


با نگرانی نگاهش کردم یه وقت نمرده باشه نه بابا بی هوشه
دانیال چشم باز کرد

رفتم کنارش و طناب دستشو باز کردم هیچکدوم از دستاش نمیتونست حرکت بده

همون که آراد پا روش گذاشته بود


romangram.com | @romangram_com