#سنگ_هم_خواهد_شکست_پارت_410

بیدار شدم با یاد آوری دیشب تند سریع ازجام پریدم به سمت در رفتم و سریع قفل باز کردم.چشمامومالیدمو با دقت به صحنه ی روبروم خیره شدم



باقدم های آهسته آهسته بیرون اومدم صدای آراد میومد

از بالای پله ها سرک کشیدم رو به روی فردین ایستاده بود

با دیدن آراد یاد اتفاقات وحشتناک دیشب افتادم اثری از مستی تو چهرش نبود

مث همیشه جدی اخمو شلواری کتان مشکی با پیرهن مشکی پوشیده بود و آستینهاش را تا مچ دست بالا زده بود

یعنی آراد با فردین چیکار داشت یه دستش تو جیبش بود گفت:

romangram.com | @romangram_com