#سنگ_هم_خواهد_شکست_پارت_351

_ ماشین نیووردی؟
_ باطریش خوابیده بود باید ببرمش تعمیرگاه
_ باشه بشین می رسونمت
دستمو رو فرمون فشار دادم
_ این فرزاد دیروز کدوم گوری بود
زیر لب گفتم با من بود
_ دانیال خانم فرهمند راستش
طرفش برگشتم: بش گفتی خودت؟
قیافش پکرشد دور از انتظار نبود فروزان مغرور چی بهش گفته
_ ردم کرد اونم با بدترین حالت ممکن نمی دونم یه خواستگاری اینقدر عصبانی شدن داره؟
_ شاید بدش اومده خودت از اول نگفتی بش
شونه بالا انداخت: من به این زودی ها بی خیال نمی شم
با تعجب طرفش برگشتم : نه خوشم اومد قدیما که تا اسمش میومد تا بنا گوش سرخ می شدی

romangram.com | @romangram_com