#سنگ_هم_خواهد_شکست_پارت_286


اخم غلیظی کرد:دفعه ی قبل به اندازه ی کافی مزخرفاتتوشنیدم.

یک قدم به طرفش برداشتم:چطوری بهت ثابت کنم نقشه ای نداشتم وندارم؟؟

دستشوتوجیبش کرد:اصلن برام مهم نیست که با نقشه وارد زندگیم شدی یا واقعن دوسم داری این دفعه آخره که حاضرشدم ببینمت

اشک جلوی دیدموتار کرده بود:دانیال

بی معطلی گفت:نمیدونم توچه فکری با خودت کردی ولی من هیچ حسی بهت ندارم. واگه یه بار دیگه ببینمت بی معطلی دستگیرت میکنم

دستگیرم میکنه؟به چه جرمی؟به جرم اینکه بابام بزور منو به این کثافط کشوند.


romangram.com | @romangram_com