#سنگ_هم_خواهد_شکست_پارت_275
صبح با کمک نرگس لباساموعوض کردم.موقع ناهار اینقد گشنم بود که زودتر از آراد وایرج به سالن غذا خوری رفتم
اول آراد بعد چند دقیقه ایرجم اومد.نرگس بخاطره من میگو وجیگر.درست کرده بود
آراد به شادی اشاره کرد:بیا بهش غذا بده
من چپ دست بودمو از شانسم همون دستم تیرخورده بود
شادی کنارم نشست وکمکم کرد.
ایرج نگاه تاسف باری بهم انداخت و روبه آراد گفت:چرا این دست وپا چلفتی وبا خودت بردی؟
romangram.com | @romangram_com