#سنگ_هم_خواهد_شکست_پارت_263

اخمای آراد تو هم بود.بی توجه به حرفم.اون یکی دستموگرفت واز روی زمین بلندم کرد.

اون یکی دستشو دور کمرم حلقه کرد..درماشینوبازکرد.به هربدبختی بود سوارشدم.

در وبهم کوبید.ماشین وروشن کرد.پاش روی گازبود.

سرعتش اینقدر زیاد بود که یه لحظه درد دستموفراموش کردم

به صندلی چسبیدم ان حالم خوب نبود.آراد با موبایلش گرفت

—الو کیا....آرادم

—نه خودتو سریع برسون خونه ی ما

romangram.com | @romangram_com