#سنگ_هم_خواهد_شکست_پارت_225

پشت چشمی نازک کردم: اولاآراد نه وآقا آراد فقط من حق دارم آراد صداش کنم دوما کی به تو اجازه داد بیای تو اتاق من؟
پوزخندی زد و با لحن کش داری گفت: آقااااا آرااادت
بعدم در اتاقو بهم کوبید و بیرون رفت وا روانی بود ها پسره ی شلنگ با اون قیافش دانیال خوش هیکل تر بود یا فرهاد؟دستمو زیر چونم زدم خوب معلومه که دانیال خوش هیکل تره اصلا اون چشمای عسلیش سگ داره با حسرت به شمارش نگاه کردم از اعتراف می ترسیدم از اعتراف به عشقم می ترسیدم از بی قراری دلم می ترسیدم ثانیه به ثانیه تو فکرم بود ای خدا یعنی می شه اونم منو بخواد؟چقدر دوست دارم یه بار دستشو بگیرم بغلش کنم لامصب هیکلشم که هیکل نبود انگار خدا فقط ساخته بودش واسه این که من بغلش کنم ای تو روحت تارا باز من این فیلمای ماهواره رو دیدم جو گیر شدم به ساعت نگاه کردم چهار و نیم بود نیم ساعت دیگه وقت پیام دادن بود همیشه من بهش پیام می دادم اونم ضایم می کرد خیلیییی بی شخصیت بود ها اشکال نداره ولی من که با شخصیت بودم لبخندی زدم من واقعا دوسش داشتم واقعا عاشقش بودم بدون در نظر گرفتن این که پیش یه مشت قاچاقچی زندگی می کنم وخودم شاید شریک جرمشون حساب شم خداااایاااا من عاشق شدم منی که این همه جذابیت و زیبایی آراد چشممو نگرفت عاشق اون شدم زبونمو سقف دهنم چسبوندم برای من هیچ مشکلی نیست که بهش بگم دوست دارم مثل خیلی از دخترا مغرور نیستم اصلا مگه آراد و ایرج می زارن من مغرور باشم ای خدا لعنتت کنه ایرج نسلت بخشکه دیگه نمیتونم جلوی خودمو بگیرم باید به دانیال بگم بیاد تا ببینمش بهش پیام دادم حوصله شوخی نداشتم
_سلام دانیال
بعد چند لحظه جواب اومد
_علیک
_کجایی؟
_به تو چه



بی خاصیت بی فرهنگ من می خواستم اینو عاشق خودم کنم؟ این که اصن آدم نیس والااا
_ چرا پاچه می گیری؟ دوست دخترت ولت کرده؟

romangram.com | @romangram_com