#سنگ_هم_خواهد_شکست_پارت_190



به دستش زد و روی گردنم مالید آروم ناله میکرد.دستای داغش بعد

چنددقیقه همچنان روپوستم حرکت میکرد انگار قصدعقب کشیدن

نداشت.صورتشونزدیک اوورد نفساش توی صورتم میخورد.لباسموبیشتر پایین کشید.

دستشوگذاشت دورکمرم وبلندم کرد.سرشوفرو کرد توگردنم.لباشوروی زخم گذاشت وحرکت داد

سوزش بدی حس کردم وآروم ناله کردم:آراد

نگاهش رولبم لغزید.با دست داغش چونمومحکم گرفت نفس عمیقی کشید قلبم تندمیزد.تنم داغ کرده بودچشماشوبستو.لباشو محکم روی لبم گذاشت وفشارداد.

romangram.com | @romangram_com