#سنگ_قلب_مغرور_پارت_431

تو با لبخند شیرینت

جهان رو غرق رویا کن

سرمو به گوشش نزدیک کردم و گفتم:

ـ فقط به رقصیدن الانت فکر کن.....فکر کن که الان اون پایین وسط سالن داری میرقصی.....همین....

ازش دور شدم....

بهم نگاه کرد و یه لبخند ملیح روی لبش اومد...

چقدر زیبا تر میشد....

سرشو آروم به علامت تایید تکون داد..

تموم لحظه هامونو

غرور تو اگر پر کرد

سکوتو از میون بر دار

یه امشب به خودت برگرد

با دستم فشار خفیفی بهش دادم تا بیشتر بهم بچسبه....سرشو روی سینم گذاشت


romangram.com | @romangram_com