#سنگ_قلب_مغرور_پارت_430

منو از گریه دورم کن

که گریه قلبو لغزونده

به آینده امیدی نیست

همین امشب فقط مونده

اشکاش آروم آروم از گوشه ی چشمش میریخت....

هیچ چیزی توی دنیا به اندازه ی این ثانیه ها بودن در کتارش برام با ارزش نبود...

دستمو از روی کمرش برداشتم...

آروم آوردم بالا...

نمی خواستم به چیزی غیر از رقص امشب فکر نکنه....

اشکاشو با سر انگشتام پاک کردم....

بعد دستشو گرفتم و مجبورش کردم یه دور بچرخه...

یه امشب اخماتو وا کن

تو قلبت عشقمو جا کن


romangram.com | @romangram_com