#سنگ_قلب_مغرور_پارت_369

تو مرز بین من با تو

دارم شکل خودم میشم

توی چشماش غرق شدم....

چقدردلم میخواست الا ن دستاش توی حصار دستای من بود....

چقدر دم میخواست انگشتامو لای انگشتای دستش بزارم و با تمام وجود به هم بچسبونمشون...

مثه گلهای بی گلدون

هنوزم مات بارونی

تو از دلتنگیه دریا

توی طوفان چی میدونی...

آره دلتنگش بودم....خیلی دلتنگ.........

این چه حسیه مه به حونم افتاده...

این چه وضع و اوضاعیه که من دارم؟.....

یه احساسی به تو دارم


romangram.com | @romangram_com