#سنگ_قلب_مغرور_پارت_368
شبیه عشق و بی خوابی
تو چشمات طرح خورشیده
تو این شبای مردابی
این بار واقعا به سمتش برگشتمو و بهش نگاه کردم....
نگاهش روبرو بود و روی لبش خنده.....
این چه حسیه که بهت دارم دختر؟
چرا فقط برای تو؟
چرا تو فقط میتونی این حس رو قویتر کنی؟....
از سنگینی نگاهم به سمتم برگشت...
دستم روی میز کنار جام شرابم بود....
اون هم بدون اینکه خودش متوجه باشه دستشو روی میز گذاشت دستامو با فاصله ی یکمی از هم قرار داشتن....
تا دستای تو راهی نیست
دارم از گریه کم میشم
romangram.com | @romangram_com