#سنگ_قلب_مغرور_پارت_289
گوشی رو قطع کردم...
دلم از گرسنگی داشت ضعف میرفت...حوصله ی غذا درست کردن نداشتم...
زنگ زدم رستوران و غذا سفارش دادم...بعد زنگ زدم به پروانه
ـ بله
ـ سلوم به پروانه ی خل خودم..
ـ زهر مارو خل خودم...نمی تونی مثه آدم بگی پروانه جون.؟
ـ نچ
ـ کوفت
ـ خوب حالا...ببین میتونی یه سر بیای اینجا
ـ نخیر...چه خبر؟
ـ بدون شوخی کارت دارم
ـ خوب بگو ...پشت گوشی نمیشه؟
ـ بمیری...فردا شب این حسان فرداد برای یه پروژه یه پارتی خفن ترتیب داده.بیا ببین باید چه غلطی بکنم؟
romangram.com | @romangram_com