#ساغر_پارت_62
امان از دست این عارف و اعتماد به نفسی که مدام ازم میگرفت
_مادرجان چرا اینجوری بهش میگی؟ بچه ام مثل ماه شده تو این لباس.
کتم رو روی دسته صندلی انداختم و به صورت خندون عارف زل زدم
_یعنی میگی اصلا جای امیدواری نیست؟
خوشحال لبخند زد و به دیوار تکیه داد
_منکه عروس خانوم و ندیدم .خودت بگو...تو سرتری یا اون!
یه جوری بهم زل زده بود که انگار میخواد زیر زبون منو بکشه بیرون و باز دستم بندازه
_تو به اون خانوم چیکار داری...بگو من چی بپوشم؟
مامان مولود به سختی از روی زمین بلند شد...تو کمد لباسم دنبال یه چیزی میگذشت
-مادرجان بهت گفتم بریم کت شلوار بخریم گفتی بذاریم واسه عروسیت...خب امشبم لازم میشه دیگه...
عارف کتمو برداشت تا بپوشه اما معلوم بود اصلا به تنش اندازه نیست
_این عطا حرف گوش کن نیست که مادرجان..این فرزند ارشد توئه که هرچی بگی نه نمیاره.
روی تخـ ـتم نشستم که مامان مولود پیرهن مردونه ی سفیدم رو از توی کمد بیرون کشید
_مادرجان اینو بپوش به سرمه ای بیشتر میاد تا اینی که تنته.
پیرهن و دستم داد و از اتاق بیرون رفت.
عارف نشست پشت میز ...دگمه های لباسم و داشتم باز میکردم که گفت
_ساغرخانوم و گفتی چند سالشه؟
لباسم و روی تخـ ـت انداختم و اون یکی رو برداشتم
_نوزده
تکیه داد به صندلی و نگاه سرتاپایی بهم انداخت
_فکر نمیکنی بچه است؟؟
_اگه با خواهر یلدا خانوم ازدواج میکرد دیگه ساغر بچه نبود؟؟ امروزم برای همین نیومد واسه خواستگاری؟
متوجه تعجبش شدم..از من انتظار نمیرفت که اینقدر رک و صریح جواب برادر بزرگترم رو بدم...
_تو که میدونی من از خانواده ی یلدا خوشم نمیاد...ولی خب اونا..بدشون نمی اومد تورم خر خودشون میکردن...ولی عطا باور کن این دختره بچه است..نوزده سال سنی نیست که...درس میخونه؟
جلوی آینه ی قدی اتاقم ایستادم ...کتم و از عارف گرفتم تا بپوشم...مامان راست میگفت با پیرهن سفید خیلی بهتر شد...
_درس نمیخونه...دیپلمه است.
دو تا دگمه ی کتم و بستم...عارف راست میگفت که خیلی لاغر شدم...برای اینکه پر نشون بدم باید دگمه های کتم رو باز میذاشتم...حقا که ساغر از من سر تر بود...من با این صورت لاغر کجا و گردی با نمک صورت ماهش کجا...
_یعنی نمیخواد درس بخونه؟
_دوست داشته باشه میخونه...منکه مخالفتی ندارم.
_بذار بدن دستت بعد احساس مالکیت کن...هنوز نه به دارِ نه به بار!
توی آینه به روی خودم خندیدم...هم به دار بود هم به بار...مطمئن بودم ساغر جواب رد بهم نمیده...
@romangram_com