#سفر_به_دیار_عشق_پارت_332
-من میترسم
دکتر: باید به طاهر بگی... از اونجایی که از موضوع باغ خبر داره خیلی از مشکلاتت حل میشه... اشتباه دفعه ی قبل رو تکرار نکن
-به نظرتون باورم میکنه؟
دکتر: مهم نیست باورت کنه یا نه... مهم اینه که تو سعیت رو بکنی... همین امشب موضوع رو به طاهر بگو
آهی میکشمو حرفای مونا و طاهر رو هم برای دکتر تعریف میکنم بعد از تموم شدن حرفام میگه: که اینطور... ترنم همین الان از اتاقت میری بیرون و در مورد ایمیلا برای طاهر حرف میزنی... شنیدی؟
-با اینکه خیلی میترسم ولی اینبار نمیخوام اشتباه کنم... باشه آقای دکتر
دکتر: همین امشب خبرم کن چی شده... نگرانتم
-حتما
دکتر: خیلی خوشحال شدم که بهم اعتماد کردی و بهم زنگ زدی... همین حالا به اتاق طاهر برو و همه چیز رو یکسره کن
-باشه... پس من برم ببینم چیکار میتونم کنم
دکتر: منتظرتم... فعلا خداحافظ
-خداحافظ
romangram.com | @romangram_com