#اس_ام_اس_پارت_273


اشکام که خشک شده بودن با رفتن الناز دوباره راه خودشونو گرفتن!

ژینا بعد از الناز اومد جلو و گفت: برو! فقط ... باید بهم قول بدی! بهم قول بدی که هیچوقت سرد نشی! بی احساس نشی! وقتی برگشتی ، یه آتی جدید و سرد و خشک و بی احساس نبینم! قول بده!

بدنم می لرزید از حرفی که زده بود! سخته! سخته یه عشقی که تموم وجودتو در بر گرفته رو فراموش کنی ولی هنوز قلبی برای دوست داشتن و عاشق شدن و احساس کردن داشته باشی!

هر 11 تاشون خوب میدونستن من قولی بدم امکان نداره بزنم زیرش! به هیچ وجه نمی زنم زیرش!

ژینا سمت چپم ایستاده بود! آب دهنمو قورت دادم و سرمو خم کردم سمت راست! ژینا که این حرکتمو دید داد زد: آتی قول بده!

و اشکاش اومد پایین! حیفه اون اشکا نریز به خاطر من!

چشمامو بستم و پلکامو رو هم فشار دادم و سرمو چرخوندم سمتش و انگشت اشاره مو پیچیدم دور انگشت اشاره ش و گفتم: فقط به خاطر تو قول میدم!

پوفی از سر خیال راحتی کرد و با همون چشمای خیس لبخند تلخی زد و رفت!

ویرا هم با یه نگاه همه ی حرفاشو زد و رفت!

شنیا آروم با بغض گفت: منتظرت می مونم آتی! منتظرت می مونم تا بشی همون آتی که بودی!

و بعد یکی از اون لبخندای دوست داشتنیش که تلخی واضحی به همراهش داشت زد و رفت!

موژان اومد جلو و گفت: من مثل اینا احساسی نیستم شرمنده! چه میدونم قول بگیرم و گریه کنم و اُسکل تو بشم و خربازی در بیارم! فقط همینو میگم: خره ی گاو ، گوساله ی گوسفند ، زود برگردی!

خنده ای از ته دلم کردم! از اون اعماق دلم! موژان جزو اون کسایی بود که لبخندمو کمی عمیق تر ، مهربونیو کمی عمیق تر ، و دوست داشتن رو کمی عمیق تر میکرد! و تموم این کمی عمیق تر ها یه دنیا بودن! دنیایی که تو مژه های چشم خلاصه میشد! "موژان"!

بعدش تینا و ساغر و آذین و کیانا رو سفت بغل کردم و کیانا گفت: نبودنت ، درد کشیدنه ، منتظرتم خله! بی تو هیچ ارزشی نداره خوب بودن ، بی تو هیچ لبخندی از ته دل نیست! منتظرت می مونم!

خنده ای کردم که بیشتر شبیه زهر بود تا لبخند! دلم برای این طبیعت تنگ میشد! "کیانا"!

همینطور که گریه می کردم و هق میزدم ، ساکمو برداشتم و رفتم! شروین ببین چی کار کردی؟

هرچند به تو ربطی نداره! تقصیر تو نیست که من عاشقت شدم! میخواستی چی کار کنی عاشقت نشم! تقصیر تو نبود عشقم! مشکل این دل صاب مرده ست که این چیزا حالیش نیس! فقط تو رو میخواد! فقط و فقط تو رو میخواد! کاش هنوزم ... هنوزم باهم کل کل داشتیم!

هندزفری هامو گذاشتم تو گوشم! اتفاقی یه آهنگ پخش کرد!

(آهنگ پس چی شد از مهراد هیدن و تارا )

جمله ی اولو که گفت زدم زیر گریه!

دستای ما مال کی شد پس چی شد؟

خنده ی آروم و سنگینم خالی شد

romangram.com | @romangram_com