#اس_ام_اس_پارت_186

(واقعا؟ )

خندید و لبخند بانمکی زد و گفت:

Yeah! I always wanted to talk Persian!

( آره! همیشه می خواستم فارسی حرف بزنم! )

با لبخند کجی گفتم:

I will teach you!

( بهت یاد میدم! )

دختره ذوق زده تو جاش پرید هوا و گفت:

Realy ??!

( واقعا؟ )

چشمکی زدم و گفتم:

Trust me!

( بهم اعتماد کن! )

بعد اون دختره خودشو معرفی کرد و گفت اسمش سارا س!

با بقیه هم آشنا شدم! همشون خونگرم و خودمونی بودن!

آقای کروزر در مورد فیلم باهامون صحبت کرد! گفت که قرار بوده لوکیشن فیلم پاریس باشه اما چون استاد نظری گفته ممکنه ما یعنی من و شروین فرانسوی بلد نباشیم لوکیشن به لندن منتقل شده! شروین گفت که فرانسوی بلده و اونا هم که خودشون فرانسوین! فقط این وسط من اضافه بودم گفتم فرانسوی بلد نیستم!

آقای کروزر هم گفت که مشکلی نیست فیلم همین جا گرفته میشه!

فیلمنامه رو خونده بودم ولی در مورد نوع پوشش چیزی نوشته نشده بود توش واسه همین از آقای کروزر پرسیدم که توضیح داد حجابم نیاز نیست چادر باشه ، شخصیت دختر داستان یه دختر از یه خانواده ی مرفه ولی سنگدل و بی احساسه!

قبلا هم عاشق شده اما شکست عشقی خورده و سرد شده!

میگفت حجابم شامل مانتو و روسری میشه! در مورد آرایش کردن هم گفت که یه آرایش ملیح چون که آرایش بیش از حد با شخصیت دختره هماهنگی نداره!

میگفت دختره ظرافتش با معصومیت خاصی همراهه ولی شخصیت درونی دختره وحشیه که این معصومیت صورت رو تو صورت من پیدا کرده!

والا من تا اونجا که یادمه هر کی از دور منو دیده گفته معلومه خیلی شیطونی!


romangram.com | @romangram_com