#اس_ام_اس_پارت_180
شاید از لحظه ای شد یه شخصیت تو زندگیم که خودمم نفهمیدم ...
شاید هم از اون لحظه که با اون چشمای خوشگل و خواستنیش ازم می خواست به جاش جوابای کنکور رو نگاه کنم ... اون لحظه که چشمای گستاخش ملتمس شده بود ... اون لحظه دلم می خواست کمکش کنم ... فکر کردم به این که اون هر چه قدر تو زندگیش مستقل و توانا به نظر برسه بازم یه دختره ... یه تکیه گاه می خواست ... اون لحظه من به کمکش رسیدم ولی تکیه گاهش نشدم ... تکیه گاه اون همیشه آروین بوده و میدونم خواهد بود ... اما ...
نمیدونم چرا تو اون انتهای ذهنم دلم می خواست من تکیه گاه آتنا میبودم و به خودم نهیب می زدم: شروین! تو همچین حقی رو نداری ، تا زمانی که خود آتنا بخواد!
هندزفری هامو توی گوشم گذاشتم و یه آهنگ پلی کردم!
آهنگ از کلد پلی بود!
گوش دادم! دلم میخواست ذهنم رو تهی از آتنا بکنم اما نمیشد!
رفتم سمت پنجره ... پرده ها رو کشیدم ... زل زدم به بیرون ...
آتنا ... اتنا ... داری چی کار میکنی؟ ... کلافه دستی توی موهام کشیدم ...
Call it magic, call it true
I call it magic when I'm with you
And I just got broken, broken into two
Still I call it magic, when I'm next to you
خواننده کلمه ی magic (جادو) رو گفت!
آره خودشه ... آتنا داره منو جادو میکنه ... با اون چشمای مسخ کننده اش داره مسخ ام می کنه ... داره جون رو از بدنم بیرون می کشه ...
And I don't, and I don't, and I don't, and I don't
No I don't, it's true
I don't, no, I don't, no, I don't, no, I don't
Want anybody else but you
I don't, no, I don't, no, I don't, no, I don't
No I don't, it's true
I don't, no, I don't, no, I don't, no, I don't
Want anybody else but you
romangram.com | @romangram_com