#روزای_بی_عسل_پارت_94

راستی برای هانا خواستگار اومد
عسل=جدی چه خوب
اوهوم
عسل:حالا کی میان خواستگاری؟
فکرکنم فردا شب
عسل:چه عالی...حالا خودشم راضیه
راضیه راضی
عسل=خوب ایشا...خوشبخت بشن
ایشا..بیا بریم اتاقم
عسل یه چش غوره بهم رفت که گفتم
بیا بریم اتاقم
باهم به سمت اتاقم رفتیم خیلی آروم نشست روی تختم و گفت
کی میریم وسایل و میخریم؟
یه شونه بالا انداختم و گفتم
نمیدونم
عسل=لب تاپت و بده یه گشت تو نت بزنم ببینم چی میتونم پیدا کنم
لب تاپم و دادم بهش که موبایلم زنگ خورد جواب دادم
کوفت

romangram.com | @romangram_com