#روزای_بی_عسل_پارت_76
با شاهین به زور بلندم کردن همه جیغ زدن و دست بعد عسل هم آوردن با کلی خجالتی که ازم بعید بود رقصیدم که شاهین در گوشم گفت
ماهان چرا قرمز شدی؟
مگه بهتون نگفتم خجالت میکشم عوضیا
شاهین=خفه شو مثله آدم برقص زشته
سعی کردم مثله آدم برقصم که هانا و غزل هم اومدن و دورم کردن هی ازم شاباش میخواستن!!!آخه یکی نبود بهشون بگه بابا من پولم کجا بود؟؟!!! آخر سر دوتا ده تمومنی به دوتاشون دادم از سرشونم زیادیه!!!هانا زیر گوشم گفت
حالا برو گمشو بشین سر جات ماها با عروس برقصیم
از خدا خواسته نشستم که فریبا رو بهم گفت
چرا نشستی؟
هانا گفت
فریبا=اوکی
نشستم همه دور عسل حلقه زده بودن بقیه هم بهش شاباش میدادن منم بلند شدم دوتا تراول 100 تومنی بهش دادم که همه با دیدنش کل کشیدن عسل هم با خنده ازم گرفت و تشکر کرد نشستم که نگاه عمش و به خودم دیدم پوزخند زد...یا ابوالفضل خودت به خیر کن....میگفت یه عمه دارم میخواست پسر شنگولش و بهم غالب کنه پس این بود...البته شنیده بودم خیلی تیکه میندازه...وای چقدر از اینجور آدما بدم میاد!!!مطمئنن به آقاجون(بابای عسل)میگه دامادت چقدر دلقکه!!!بی خیال مگه مهمی؟؟اصلا اهمیتی نداره!!!سعی کردم با صحبت افکار مسخره رو پس بزنم که موفق شدم...تا آخر مجلس هم دیگه فکر نکردم
*********************
عسل=ماهان یه چیز خوب بپوشیا!!!حوصله تیکه های عمم و ندارم
خوب من لباسام هموناست که دیدی....!!!در ضمن اونا که جلف نیست
عسل=از نظر عمه هست...چه میدونم یه چیز خوب بپوش...یه چیز خوشگل و سنگین که چشم عمه و دخترای زشتش و پسر میمونش دراد
ا...عسل...این حرفا چیه بی ادب
عسل=میخوام معنی خوشگلی و خوشتیپی یه مرد و با دیدن تو بفهمن ماهان....بیشعور نشی یه وقت
خندیدم و گفتم
romangram.com | @romangram_com