#روزای_بی_عسل_پارت_69

ماهان
میدونی به چی فکر میکنم مهدی؟؟
مهدی=چی؟
چطور تا الان روزای بی عسل و میگذروندم
مهدی با خنده گفت
روزای بی عسل
اوهوم
مهدی=چه اسم جالب و باحالی..هرکی ندونه فکر میکنه تو عسل و ازدست دادی خدایی نکرده
نه دیگه ببین روزای بی عسل یعنی بدون اون گذروندن تو این چند سالی که به خاطرش دویدم نه خدایی نکرده زبونم لال...زبونت لال مردنش
مهدی=میدونم منظورت و فهمیدم ولی یکی ندونه فکر میکنه گزینه ی دومی درسته
مرده؟؟!!
مهدی=آره
خوب حالا...برام معلم فارسی شد...از موضوع اصلی خارجم کرد یادم رفت چی میخوام بگم
مهدی=ببخشید
ببخشید و مرض...بخشداری بستست
مهدی=خوب حالا بپوش باید بریمااااا دیر شد
خوب برو به اون محمد احمق بگو بره لباس من بدبخت و بیاره الان مامان زنگ میزنه باید بریم خونه عسل اینا
مهدی=خونه عسل اینا؟؟

romangram.com | @romangram_com