#روزای_بی_عسل_پارت_53

محمد=وظیفم بود داداش
واقعا که مهدی بریم محمد دیگه واقعا مغزش سردی کرده زده به سرش!!!
مهدی=کاملا باهات موافقم..بریم
محمد=خداحافظتون کتکای خوشمزه بخورین
شاهین=ماهان صبر کن برات اسپند دود کنم
جانم؟؟!!!مثله زینت خانم(خدمتکارمون)حرف میزنی
شاهین=عوض چرت گفتن دو دقیقه صبر کن
نشستم رو مبل شاهین هم رفت تا اسپند دود کنه سوئیچ و دادم به مهدی و گفتم
برو ماشین و روشن کن بیرون منتظر باش میام
مهدی=باشه زود بیا
و سویچ و گرفت و رفت موبایلم زنگ خورد بابا بود جواب دادم
بله
بابا=کجایی؟
خونم
بابا=نمیخوای بیای؟
صبر کن یکم پنج دقیقه دیگه میام
بابا=باشه یکم عجله کن گل و شیرینی هم نخر ما خریدیم
باشه...فعلا

romangram.com | @romangram_com