#روزای_بی_عسل_پارت_51
عسل با خنده گفت
باشه خدافظ
خدافظ
و همراه پدرش اینا رفت رو کردم به شاهین اینا و با شادی گفتم
بهتره زنگ بزنم به فریبا
موبایلم و در آوردم شماره فریبا رو گرفتم بعد سه بوق جواب داد
بله
سلام مامی
فریبا=سلام گل پسر...چیه کبکت خروس میخونه؟
خودت و سریع برسون فردا شب پسرت داماد میشه
فریبا با خوشحالی گفت
قبول کرد؟
آره
فریبا=باشه ما خودمون و سریع میرسونیم گل پسر بای
بای مامی جونم
و قطع کردم که محمد گفت
خوب پسره ی لوس نمیخوای بهمون شیرینی بدی؟
کوفت و بخوری اون دفعه بردمت اون رستوران گرون قیمته با سفارشات پدرم و در آوردی
romangram.com | @romangram_com