#روزای_بی_عسل_پارت_179
عسل با خوشحالی گفت
ایول
خوب خاموش کن بریم بخوابیم خستم
عسل با شیطنت گفت
چشــــــــــــــم
به لحن شیطونش خندیدم و بلند شدم و رفتم بالا تا یه شب خاطره انگیز داشته باشم
**********************
محمد=امشب به یاد قدیما مجردی بریم بیرون؟؟
خودمون 4تا؟؟
محمد=آره دیگه خودمون 4تا
باشه
محمد=ساعت چنده؟؟
6
محمد=بریم؟؟
صبر کن یکم دیگه مونده حلش کنم بعد بریم داخل کارخونه رو ببینم و بریم
محمد=میخوای برو دستشویی،شامم باهاشون بخور،یکمم باهاشون گپ بزن بعد بیا....خودت و مسخره کن مرد حسابی
خوب حالا.....زنگ بزن به مهسا بگو بره خونه ما عسل تنهاست راستی به شاهین و مهدی هم بگو بیان به زناشونم بگن برن خونه ما یادت نره
محمد=نه.....من رفتم زنگ بزنم براشون
romangram.com | @romangram_com