#روزای_بی_عسل_پارت_128
و قطع کرد که گفتم
تقلید کار
محمد=خوبه خودت بهم گفتی تقلید کنا!!
نه بابا خدا رو شکر حرفام یادت مونده من فکر کردم یاسین به گوش خر خوندم
محمد=نه نترس این خره حواسش بود
هامون با خنده گفت
آقای خر تموم شد کارت
محمد=به دستت درد نکنه عجب چیزی شدماااا کاش مجرد بودم
یه چش غوره بهش رفتم که گفت
حالا هم که چیزی نشده برای خانومم خوشگل کردم حالا خوب شد؟؟یکم لبخند بزن دلم وا شه عوضی
یه لبخند زدم که مهدی گفت
بچه ها ساعت چنده؟
محمد=چایی دنبال قنده
شاهین=دستم روی بنده
من نمیگم اینجا باید سانسور بشه زشته
هامون=اینجا غریبه کیه خوب بگو دیگه
ول کن بابا
یکم گفتیم و خندیدیم که موبایلم زنگ خورد
romangram.com | @romangram_com