#روزای_بی_عسل_پارت_124
بر خلاف میل با طنیم باید بگم خیلی دوست داشتنی ای و خیلی راحت خودت و تو دل همه جا میکنی...مطمئنن دوستت داره البته من زیاد مطمئن نیستم ولی فکر کنم داشته باشه
محمد=الان من چیکار کنم؟؟
کارایی که یه عاشق میکنه....از این به بعد هر کاری که من با عسل میکنم تو هم با مهسا بکن
محمد لب به دندون گزید و با شیطنت گفت
شب اول عروسیتون....
حرفش و قطع کردم و با خنده گفتم
گمشو بی ادب....منظورم کارای مثبت و کارایی که بشه جلوی خانواده انجام داد
محمد=حالا کارای منفی هم اشکالی نداره ها!!
خفه شو بیشعور
محمد=حالا اجازه میدی برم برقصم؟؟
برو گمشو
محمد=رفتم تا گمشم
به رفتنش نگاه کردم و خندیدم خدا کنه عسل ماموریتش و خوب انجام داده باشه...خلاصه اینقدر زدیم و رقصیدیم و من رفتم بالا و محمد شیطنت کرد که بلاخره جشن با تموم خوشی هاش تموم شد
*********************
بابا=ماهان کمک کن این و ببریم بالا
بابا من باید برم آرایشگاه دیر شد
بابا=حالا یه جور میگه آرایشگاه انگار میخواد چیکار کنه بدو بینم بچه حالا خوبه عروسیه خودته ها!!!
اووووف
romangram.com | @romangram_com