#روزای_بی_عسل_پارت_122

مهدی=باشه
مهدی رفت و محمد و از وسط کشوند و آورد پیش من و خودش رفت وسط
محمد=چیه؟؟
بشین کارت دارم
محمد نشست پیشم که گفتم
دلیل این رفتارات چیه؟
محمد با تعجب گفت
کدوم رفتار من رفتارم همونه که هست؟؟
محمد رو اعصاب من راه نرو خودت هم میدونی راجب چی دارم حرف میزنم
محمد=واقعا نمیدونم راجب چی داری صحبت میکنی؟
مهسا
محمد=آهان اون
دلیل رفتارت چیه؟؟
محمد=رفتار خاصی ندارم همونطورم فقط حالا با اون به عنوان یه شوهر مهربون ترم
بعد خودش و مظلوم کرد که گفتم
چرا یکم بهش فکر نمیکنی؟
محمد=اونوقت کی به من فکر میکنه؟
محمد تو و من و امثال ما ساخته شدیم تا برای زن یه تکیه گاه باشیم میفهمی؟؟

romangram.com | @romangram_com