#روباه_سفید_پارت_75
نانا:سلام
رومئو:سلام
الکس:سلام
مایک:صبح بخیر
_واو چه دپرس همگی
ولی بازم چیزی نگفتن صبحونه خوردیم ورفتیم داخل منم رفتم سمت اتاق کارم تا نشستم به این فکر کردم کار درستیه اونو بدم به الیسا اگه بلایی سرش بیاد چی میتونم نانا رو هم یه مدت بفرسم پیش الکس کنترل تلوزیون رو برداشتم وشماره ازمایشگاه رو گرفتم
_الکس؟
الکس:چیه چیزی شده؟
_اره میخواستم بگم یه نقشه ای دارم فعلا وسایلای شخصیتو جم کن وبرگرد خونه نانا رو هم ببر به موقش خبرتون میکنم که برگردید
الکس:باشه رئیس
وقطع کردم شماره اتاق نانا رو گرفتم تو تلوزیون دیدم لب پنجره اتاقشه وداره بیرونو نگاه میکنه هنوز نفهمیده تلوزیونش امده پایین
_نانا؟
با ترس برگشت
romangram.com | @romangram_com