#روباه_سفید_پارت_26
_فرار کردم؟
نانا:تو یادت نمیاد؟ژولیت
_اه...انقدر منو بااین اسم صدا نکن...من اسمی ندارم
بلند شدم ورفتم سمت پنجره همون موقع یه مستخدم برام یه لیوان اب اورد خواست بره صداش کردم
_یه اتاق با تخت وهمه امکانات اماده کنید
مستخدم:بله خانوم
نانا:من تو همون اتاق میمونم
_نه اون اتاق برای تو نیست نانا...تو از اینجا میری برگرد خونه
نانا:چی؟ژول...
_همون که گفتم!!!!!!!!
بعد رو کردم به الکس
_الکس با من بیا ازمایشگاه
romangram.com | @romangram_com