#روباه_سفید_پارت_164
_اوف اون مثل بچه هاست
کانامه:اره خب...خیلی
_تو هم همینطور
قیافشو مظلوم کرد وگفت:منم؟...
.........
موقع شام همگی دور میز نشسته بودیم هنوز کانامه نیومده بود بعد چند دقیقه با یه سینی امد وسینی رو گرفت طرف من
کانامه:ژولیت...اینو خودم برات درست کردم
وبا لبخند گرفتش طرفم بوش به نظر خوشمزه می امد ازش گرفتم وبا لبخند تشکر کردم صدای تقی از تو دهن رومئو امد
هالی:اوه توم چی بود؟
رومئو دهنشو باز کرد وتیکه چوب چابسیک رو از دهنش در اورد
نانا:انقدر بهش فشار اوردی که شکست؟
الکس:خوبی زخمی نشدی که؟
romangram.com | @romangram_com