#روباه_سفید_پارت_126
کانامه:امده بودی دارو بخری؟تو این هوا؟
_اره
کانامه:کس دیگه تو خونه نبود تو بیای؟
_نه فقط منو هالی و رومئو بودیم هالی هم یه دختر بچس
کانامه:خیل خب چی میخوای؟
_هرچیزی که تب و قطع کنه نمی دونم یه چیزی که حال ادمای خیلی مریضو خوب کنه
کانامه:بشین تو ماشین تا بیام
سریع پیاده شد ورفت سمت داروخونه...دودقیقه بعد با کیسه پر برگشت دستشو گرفته بود بالای سرش خیس نشه هنوزم بارون وحشت ناک با رعد وبرق هاش قطع نشده بود
کانامه سریع درو باز کرد ونشست وماشینو روشن کرد پلاستیک رو هم انداخت بغل من پاشو گذاشت رو گاز وبه سمت خونه رومئو رفت...
کانامه:تو خوبی؟
_اره سریع تر برو
دیگه رسیده بودیم سریع ماشین رو نگه داشت دوتامون پریدیم تو خونه هالی با گریه از تو اتاق امد بیرون
romangram.com | @romangram_com