#روباه_سفید_پارت_123
_ساکت...جفتتون ساکت...
وقتی کارم تموم شد پمادم بهش دادم
_بیا بزنی زود خوب میشه
کانامه:نگرانمی؟
_نه...ولی تو یه سوپر استاری ...نباید صورتت زخمی باشه
رومئو:خیل خب بریم
دستمو گرفت ومنو کشوند منم بدون حرف باهاش میرفتم تا رسیدیم خونه
...........
نصف شب صدای ناله میومد سریع نشستم سر جام...صدا از اتاق رومئو بود بادو رفتم ودر اتاقو باز کردم غلط زده بود واز رخت خواب خارج شده بود روی زمین بود رو پیشونیش عرق نشسته بود هنوز خوب نشده دوباره تب بد کرده بود ولی ایندفعه از قبلی هم بدتر بود نمیتونستم به دکتر زنگ بزنم فقط کافی بود گوشاش یا دمش رو ببینن اون وقت همه چی نابود میشد عصابم خیلی خورد بود رفتم وهالی رو از خواب بیدارم کردم
هالی:هوم؟
_هالی پاشو...پاشو حواست به رومئو باشه من میرم بیرون
هالی:کجا؟
_رومئو حالش بد شده میرم داروخونه دارو نداریم از کنارش تکون نخور...
romangram.com | @romangram_com