#روباه_سفید_پارت_106
رومئو:بزار بفهمه ...از کجا میخواد بفهمه؟
پریدم تو دوتا دختر کنارش نشسته بودم وپیکش رو برای از ماده سفید پر میکرد
_از کجا میفهمم ها؟!!!!!
پرید هوا
رومئو:ت...تو اینجا چیکار میکنی؟
_واقعا که تو روباهی که من میشناختم نیستی...تو یکی دیگه هستی
بعد از در رفتم بیرون با خشم تو خیابونا راه میرفتم وزیر لب غرغر میکردم
_احمق...باورم نمیشه...نانا کجاست که ببینتش؟واقعا که اونا هیچی بهش نمیگن؟شراب سفید میخوره؟تا 3سال پیش که پیش من تته پته میکرد...هه
_وای خانوم خشکله چرا ناراحتی
_داره غرغر میکنه
سرمو اوردم بالا یه لحضه به موقعیت خودم نگاه کردم 3تا ادم گنده جلوم بودن ومن تو یه کوچه تاریک بودم اه همش تقصیر رومئو هست دستامو مشت کردم واوردم جلو ولی 3سالی میشه که هیچ تمرینی نداشتم درواقع داشتمم فایده ای نداشت من فقط با تفنگ ادم میکشتم نه با مشت ولگد یکیشون امد جلو ومچ دستمو گرفت بوی گند سیگار ومشروبشون داشت حالمو بهم میزد
_چی شده خانوم کوچولو ترس...
romangram.com | @romangram_com