#روباه_سفید_پارت_100


متوجه یه دختر داره نگام میکنه روبه روم نشسته...هالی بود

_خواب نبود نه؟

هالی:نه...صبحونه حاظره بیا بیرون

واز اتاق رفت بیرون پوفی کردم وافتادم رو بالشت یه غلط خوردم وبلند شدم رخت خوابو جمع کردم وگذاشتم تو کمد لباسم یه استین بلند سفید بود با شلوار کرم از در اتاق زدم بیرون هیچکس جز هالی پشت میز نشسته بود

_صبح بخیر...رومئو کجاست؟

هالی:سلام منظورت توم هست؟خب اون میره سر کار

_اوه جدی کارش چیه؟

هالی:ساختمونی هست

_اهان پس مهندس شده نه

هالی:اره

نشستم پشت میز برای خودم رو نون تست خامه زدم

_خب تو وبرادرت چجوری با رومئ...منظورم تومه اشنا شدین؟


romangram.com | @romangram_com