#رخصت_پارت_82
_میخوای بدونی قصه پسره چی شد که این شد؟
منم که عشق آرتیست بازی باذوق گفتم آره آره
_اونشب که رفتیم بیمارستان مادرشو دیدم ..یه زن مهربون حدودای سن مامان خودم که سرطان داشت دکتراش میگفتن زیاد موندنی نیست …یعنی امروز فردا رفتنیه اما….
از وقتی من میرم دیدنش میگن بهتر شده پسره هم بهم میگع معجزه ی زندگی مادرمی واین حرفا نشد که بگم نه ….از طرفی بچه بدی هم نیست یهو دیدی ماجرا جدی شد
لبخند زدمو گفتم ماهور فدای دل مهربونت کارخوبی میکنی ایفون به صدا دراومد
مهناز:فکر کنم اومدن من باز میکنم
صداشون به گوش رسید واومدن تو اشپزخونه
منم واسع عوض کردن فضا رو در کابینت ضرب گرفتمو شروع کردم
یه دختر داریم شاه نداره🎉
صورتی داره ماه نداره 💛
ازخوشگلی تا نداره 🎉
به کَس کَسونش نمیدیم 💛
به همه کَسونش نمیدیم 🎉
به راه دورش نمیدیم 💛
به حرف زورش نمیدیم 🎉
به کسی میدیم که کَس باشه 💛
پیرهن تنش اطلس باشه🎉
شاه بیاد با لشکرش کره خراش دوروبرش🎉
واسه پسر کوچیکترش
ایا بدیم ایاندیم ایابدیم ایا ندیم 💛
به کسی میدیم که تک باشع ملِک باشع و ملَک باشع 🎉
دختر من رفیق من هم نفس شفیق من نگین انگشتر من عقیق من عقیق من 💛
یه دختر داریم شاه نداره🎉
صورتی داره ماه نداره
ازخوشگلی تا نداره💛
به اینو اونش نمیدم
به همه نشونش نمیدیم
به خواستگارش نمیدیم 🎉
به هر دیارش نمیدم
romangram.com | @romangram_com