#رخصت_پارت_220


از گریه خیسه

اما خودم خوب میدونم از شوقه اشکاش

مبارکش باشه خدا ازاون گذشتم

د مگه چاره ای هم مونده اخه ….باید بگذرم مگه راه دیگه ای هم دارم

بزار خیال کنه ازش اسون گذشتم

راضی شده به مرگ من

میخام بمیرم

میخام بمیرم اخدا نمیخام جوونی نمیخام اینده نمیخام ارزو نمیخام فقط دلم ه*و*س مرگ کرده

دست کشیدم از زندگی

ازجون گذشتم

منما یادت میاد اوستا کریم دست مردا رو از پشت میبستم ببین وضعمو

چی فکر میکردمو چیشد

چه ساده بودم

یه عاشق خوش باور دلداده بودم

اره دیگه هرچی بافتم و دوختم دست اخر شد زرشک ..

خیال میکردم که هنوز واسم میمیری

نمیدونستم از چشات افتاده بودم

سرمو تکیه میدم به دیوارو با صدای بلند گریه میکنم دلم خیلی گرفته …

بیشتر از هروقت دیگه ای بساطمو جمع کردمو رفتم تو اتاق دراز کشیدم رو تخت…و باهر نگام به درو دیوار یه مرد یاب*و*سوار دیدم که از ته دل دلم ب دلش بنده ….

یه مرد یاب*و*سوار که لبخند و اخمش روز و شبمه ….

چرااومدی تو زندگیم

چرا کم اوردم

چرا زمینم زدی و خورد شدم و داد زدم لعنت بهت و با مشت های لاجونم کوبیدم روتشک تخت

لعنت بهت لعنت به همتون

پست فطرت کثافت ….

______

صدای چرخیدن کلید تو قفل در ….

پتومو رو سرم کشیدمو خودمو زدم به خواب

در اتاق باز شد صدای افتادن یه لباس رو زمین و پشت بندش صدای میلاد


romangram.com | @romangram_com