#رخصت_پارت_218


نگاهشو انداخت زمین …..

وگفت غصه میخوری؟

_یعنی اینقد تابلوام؟

_تابلونیستی فقط چشات بلد نیست دروغ بگه ….

منم نگامو انداختم زمین دلم میخواس برم تو ب*غ*لش گم شمو بگم تو تنهامرد دنیامی ….

توتنها کس دنیامی که هنوز بهم نارو نزده ولی خجالت کشیدم

پیشونیمو ب*و*سید و ب*غ*لم کرد

و زیر گوشم گفت دیدی میگم چشمات دروغ بلد نیست…..غصه نخور عزیز دل داداش …غم نریز تو چشات اسطوره ی میلاد ….

تو ب*غ*لش اولین گریه رو کردم ….

ندیده بود …تا حالاندیده بود گریمو

با گریه گفتم میلاد …

موهامو ناز کرد دستشو روی موهام کشیدو گفت جون میلاد

_خیلی بدم …حالم بده …

_مرگ میلاد اینطوری نکن …اخ که اگه میشد گردن اون م*ر*ت*ی*ک*ه رو خورد میکردم …

و بااوردن اسم اون م*ر*ت*ی*ک*ه غصه هام شدید تر شد ….

نمیدونم من بچه شدم ….یا میلاد یه بارکی مرد شد ….

کی جای مهران رو گرفت …

مهران کجای قصه ام بود…؟

هیچی

مهران از روزای تلخ قصه های دخترک بلال فروش بیرون رفت سرد شد و یخ کرد نمیدونم چرا ….

رفتن ….

چه قد زود رسید موقع مردن احساسم

احساسی که نمیدونم از کجا اومد و بند بند دلمو غافلگیر کرد تو مار خلقیاتمو پیچید تو هم ….

آخدا….

بازم اشک …نمیکشم به مولا….

نمیکشم …وقتی اون کنارشه….

وقتی دست یکی تو دستاشع

اخدا من حسود نبودما یادت که هست؟

اخدا من به حق خودم راضی بودما …


romangram.com | @romangram_com