#رخصت_پارت_213

بسمه بسمه هرچی تماشا کردم

توی گل ها تو رو پیدا کردم

بسمه هرچی ستم کشیدم

مگه من جونمو پیدا کردم

دلبر ابرو کمونی

باوفا و مهربونی

نمیخامت نمیخامت مگه زوره

نمیخامت نمیخامت مگه زوره

و با صدای دست و جیغ بچه ها اهنگ تموم شد

و پسرا شروع کردن گیر دادن به سورنا

که بخونه

این مگه خوندن هم بلده اخه؟

و باصرار پشت پیانوی کنج سالن نشست ..

و من و سارا و حدیث پشت اپن رو به روش وایسادیم …

شروع کرد

بغض کردم بازم….نکنه گریه کنم ؟الان وقتش نیستا

_منو ندید …..

تو ندیدی ….

_چه ساده باهام بد شد …

از دستم ناراحت شد ….

چه صدای قشنگی ….

_من خواستم بمونه نشد ..

نمیدونم کی زمزمه هام شد همراهی صورتش رو بالا اورد و متمرکز شد تو صورتم ….

و هردو ادامه دادیم

اون ندید که چشام خیسه و رفت

الان نیستش

بدون تو همیشه پاعیزه …

اره نامرد دروغگو پاعیزه پاعیزم فقط بغض و گریه رو میفهمم

بازم به من نگاه نکرد و رفت

یه غریبه دستاشو گرفت و اون خوشحال بود

romangram.com | @romangram_com